من گلنوش هستم. متولد 13 مهر ماه 1374 . به ماه تولدم بسیار علاقه مندم و هیچ وقت نمی تونم نصور کنم که متولد ماه دیگه ای باشم.
بسیار با اعتقاد هستم(به قول جان لاک man of faith) و سخت می شه اعتقاداتم رو ازم گرفت.
سرگرمی های من:
1:دیدن فیلم و سریال: بهترین فیلمی که تا به حال دیدم گلادیاتور بوده و فکر نکنم حالا حالا ها فیلمی رو دستش بزنه. اولین و بهترین سریالی هم که دیدم لاست بوده البته با اختلاف کمی از سریال هاوس .
2: کتاب خوندن: همه جورشو می خونم(فلسفی.تاریخی.رمان.تخیلی…). ساخت کجا بودنش هم برام مهم نیست ،مهم حرفیه که برای گفتن داره.
کتاب های مورد علاقه: شازده کوچولو – کافه پیانو.
3:موسیقی: متاسفانه هیچ سازی رو نمی تونم بزنم(!) به همه ی سبک های موسیقی علاقه دارم به جز رپ و معتقدم هرچیزی رو نباید گوش کرد (گوش پس از مدتی عادت کرده و خراب می شود!)
خواننده ی مورد علاقه: کریس دی برگ
4: بسکتبال
5:بازی های کامپیوتری
6: فکر کردن(عاشق این یکیم)
7: قدم زدن بدون عوامل مزاحم و ترجیحاً یه کم بارون.

نمی دونم چرا وقتی میگن حلی (در این مورد فرزانگان) اولین چیزی که به ذهنم میاد افتابه طلایی سمپاده.
Wenn Sie Ihr sagen wie ich bin ich werde euch töten
(اینو برای شخص خاصی نوشتم که خودش می دونه)
گلنوش: من که هیچی نگرفتم!
بیخود نیست بهمون میگن تیزهوش!!!
یعنی شما تا حالا از افتابه مدرستون عکس نگرفتین؟؟
گلنوش: نه متاسفانه!
پس این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
http://freezpic.com/pics/50b25724fa5589f4ede7d4f856dbe1c7.jpg
گلنوش:چه میدونم
قبلا ندیده بودم
جریانش چیه؟
این علامت استعداد های درخشنه (البته تو تهران)
برای کرج خودتون یه حرکتی انجام بدین
اَاَاَاَ
نامردا به ما آفتابه مارکدار نمیدادند که :دی
جدیدا سهمیه میدن ؟ :دی
زمان ما امکانات نبود با همون قرمز جیگریاش سر میکردیم :دی
منم متاسفانه سه ساله که وارد سمپاد شدم! اولا تو حلی 2 بودم حالا یه خورده متمدن تر شدیم میریم دبیرستان! به اصطلاح حلی 3!
همکلاسی مهدام! یحتمل میشناسیش! حالا منم بشناس! سروشم! ملقب به داش سروش! از علایق متفاهممون(!!) فکر میکنم Lost , Fringe باشن!
گلنوش:به سلامتی!
شناختم!
سروش جان بیخیال این یکی شو
اگه از دوستای مهدا می خوای برو پیش تینا و یکم ارشادش کن بلکه از فردا مهدا حالش کمی بهتر شه
گلنوش: اینجا چه خبره؟
مهدا؟!!؟
شما کیستی؟! Unknown Being رو میگم!
حرف زدنت مثل آرینه! درست شناختم؟!
گلنوش: شما ID ندارین با هم چت کنید؟!
راستی کامت دوست سمپادی بالاییمون رو خوندم یاد آفتابه بفتادم!
آفتابه طلایی مال قدیمیای سمپاده! تعجبی نداره ندونی جریانشو! تازه یدونه خوشگل ترش هم هست! عکسشو پیدا کردم میذارم! مو نمیزنه با آقتابه ناصرالدین شاه! الان اومدن خز کردن دیگه آفتابه ها رو فلزی نمیسازن خاک تو سرا! تو مدرسه ما هم به دلیل اینکه بچه ها جوگیر میشدن آفتابه ها رو جمع کردن!
گلنوش: به نظر من آفتابه خیلی چیز بیخودیه و اصلا نمیدونم چه فکری کردن اینو ساختن چون اصلا نمیشه ازش استفاده کرد!
چی میگی سروش قاطی میکنما!!!
نه متاسفانه! ایشون اگر آرین باشن هیچ وقت تو یاهو نیستن!
چقدرم سریع میان جواب میدن! معلومه علاقه زیادی به وبلاگ دارن!!!!!
حالا آرینی؟!
راجع به آفتابه: اتفاقا مهمترین رکن زندگیه! بلد نیستی باهاش کار کنی!
فارغ التحصیل که شدین بهت یه آفتابه جایزه میدن اونموقع طرز کارشم حتما یاد میدن!
از آشنایی با شما خوش بختم عزیزم ؛
اما خواهشآ اینقدر به خودت بد و بیراه نگو (چطو دلت میاد )
گلنوش: یه مدته حالم از خودم به هم میخوره!
چی کار کنم؟
دارم سعی میکنم یه کاری کنم که باعث بشه از خودم خوشم بیاد!
این فکر کردن در حال دراز کشت بد فاز داد!!!(دکتر لات!)
من با سمپاد و فرزانگان و اینااااااااااااااااا ……(نظر ام کاملا زیر پوستیه!)
یه عشقی هم دارم ازت یه سال بزرگتره اونم فرزانگانیه(جونمه! نمیگم کیه!!!!)
بیا اونورا دکتری شی!!!;)
یاد اون انداختیم کلی ازت خوشحال شدم!!!(دکتر مدل عجیب حرف میزنه!)
ترکیدم از فضولی!
خوش اومدین
می بینم که تغییراتی به اینجا دادی!
من ورژن قدیمی معرفیت رو دیده بودم