ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چه گونه زیر غلتکی می رود و گفتن که ” سگ من نبود “. ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد. ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی او را به خود وانهادن و [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا’
ساده است…
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در مارس 5, 2010 | 16 دیدگاه »
بازتاب
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 4, 2010 | 9 دیدگاه »
هر دفعه توی آب نگاه می کنم یه مرد وارونه رو می بینم که اون جا ایستاده وقتی نگاهش می کنم خنده ام می گیره خب می دونم کار زشتیه آخه ممکنه توی یه دنیای دیگه یه وقت دیگه یه شهر دیگه اون درست ایستاده باشه و من وارونه باشم. شل سیلور استاین فانوس زیر [...]
چرخ خدا
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 4, 2010 | 4 دیدگاه »
خدا با لبخند مهربونی می گه: هی جیم دوست داری یه مدت خدا باشی؟ جیم گفت: باشه امتحانش می کنم. ((من کجا باشم؟)) ((چقدر مزد بگیرم؟)) ((کی وقت ناهاره؟)) ((کی می تونم استراحت بکنم؟)) خدا گفت : ((جیم اون فرمون رو برگردون.فکر می کنم هنوز آمادگیشو نداری.)) شل سیلور استاین فانوس زیر شیروانی
سه نیش،سه نتیجه
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 4, 2010 | 4 دیدگاه »
اولی را زنبور نیش زد گفت: (( زنبور نیشم نمی زد اگر در رختخواب مانده بودم.)) دومی را که زنبور نیش زد گفت: ((این مجازات کدام کارم بود؟)) سومی را که زنبور نیش زد گفت: ((امروز چیز تازه ای درباره ی زنبور آموختم.)) شل سیلور استاین وقتی به سن تو بودم
هواپیمای سنگی
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 4, 2010 | ۱ دیدگاه »
هیچ وقت طاقت دوری از خانه را نداشته ام پس برای خود هواپیمایی ساختم از سنگ. شل سیلوراستاین وقتی به سن تو بودم
پاک نشیم یه وقت
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 3, 2010 | 8 دیدگاه »
اين پلنگ چه مغرور به نظر مي رسد چه كلاهي سرش گذاشته! با آن خالهاي تنش ، فكر مي كند خيلي قشنگ است، حتماً از زندگي اش كاملاً راضي است! بيچاره پلنگ! نمي داند كه من او را با مدادم روي كاغذ كشيده ام و هر وقت بخواهم مي توانم او را پاك كنم … [...]
یه روز چراغ ها خاموش می شن…
ارسالشده در نوشته های کوتاه خواندنی از همه جا در فوریه 3, 2010 | 5 دیدگاه »
اندازه غول باشم ، يا قد بادام كوچولو، وقتي چراغ خاموش بشه، هم قد همديگه مي شيم. پولدار بشيم مثل يه شاه، فقير بشيم مثل گدا، وقتي چراغ خاموش بشه، ارزشمون يكي مي شه سياه و قرمز و بنفش، نارنجي و زرد و سفيد، وقتي چراغ خاموش بشه، همه يه رنگ ديده مي شيم شايد [...]
